نه مرگ آنقدر وحشتناک است و نه زندگی آنقدر زیباست
که انسان شرف خود را به خاطر آن به دیگران بفروشد .
علی (ع)
نه مرگ آنقدر وحشتناک است و نه زندگی آنقدر زیباست
که انسان شرف خود را به خاطر آن به دیگران بفروشد .
علی (ع)
به پندار تو:
جهانم زيباست!
جامه ام ديباست!
ديده ام بيناست!
زيانم گوياست!
قفسم طلاست!
به اين ارزد كه دلم تنهاست؟
«معینی کرمانشاهی»

طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني
زسمت مشرق جغرافياي عرفاني
دوباره پلك دلم مي پرد نشانه چيست
شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني
كسي كه سبزتر از هزار بار بهار
كسي شگفت كسي آن چنان كه مي داني
شبای جمعه دلم براکسی تنگ میشه که همیشه دلش برام تنگه .
اونی که هر وقت راه رواشتباهی میرم بیشتر ناراحت میشه.
همیشه هوام رو داره٬حتی وقتیکه فراموشش میکنم .
منو دوستداره حتی وقتی بهش بدی میکنم .
با حضور روشن تو ٬ شب و تنهایی نداریم
به امید دیدن تو دل به فردا می سپاریم
اللهم عجل لولیک الفرج
پرسیدم از سرشک ، که سرچشمه ات کجاست ؟
نالید و گفت : سر ز کجا ز چشمه از کجاست ؟
لبخند لب ندیده ی قلبم که پیش عشق
هر وقت دم زخنده زدم ، گفت : نابجاست

باران . . .
درزمینی که زمان کاشت مرا
گل زیبایش بجز خار نبود
پستی و هرزگی و هرزه دری
حسرتا ! بهر کسی عار نبود
زار و بد بخت و گرفتار آن کس
که به این عار! گرفتار نبود

|
میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان |
|
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان |
| مه جلوه مینماید بر سبز خنگ گردون |
تا او به سر درآید بر رخش پا بگردان | |
| مر غول را برافشان یعنی به رغم سنبل |
گرد چمن بخوری همچون صبا بگردان | |
|
یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست
|
در سر کلاه بشکن در بر قبا بگردان | |
| ای نور چشم مستان در عین انتظارم |
|
چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان |
|
دوران همینویسد برعارضش خطی خوش |
|
یا رب نوشته ی بد از یار ما بگردان |
| حافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست |
گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان |
.
زندگی مثل یه فیلم زنده س که نه میشه نگهش داشت نه میشه هر جاییش رو که درک نکردی برگردونی عقب و دوباره ببینیش .هر کسی بسته به نوع تفکر- میزان علم - تجربه و اعتقاداتش از روشهای مختلفی برای بهتر استفاده کردن از زندگی تلاش میکنه . فال هم یکی از این روش هاست.
به قولی : « حافظ » حافظه ی ماست .
آهای تو که به خوابی عمیق وسرد رفتی
تو قلبا سبز موندی اگرچه زرد رفتی
کنار خاطراتم همیشه با تو خنده ست
طرحی که از تو دارم شبیه یک پرنده ست
شب وروز پیش منی
تو هنوز پیش منی
تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی
هرجا که باشی خوبه
روشن بی غروبه
غمی نداره تا هی
به قلب تو بکوبه
تو اوج هر بی کسی
همیشه سبز و زنده
بدون دلواپسی
پر بزن ای پرنده
پرنده در قفس خویش
به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد.
پرنده می داند
که باد بی نفس است و باغ تصویر ی ست .
پرنده در قفس خویش خواب می بیند .
هوشنگ ابتهاج
************************
کاش می شد اونقدر بلند طبع می شدیم که به قول قدمیا با یه قاشق آب به شنا
کردن نیافتیم .به یه مشکل کوچولو ترک بازی نمیکردیم .کاش میشد میتونستیم سنگ زیرین آسیابمیشدم.وقتی فکر میکنم که خدا بخاطر من به اون همه فرشته بی چاره و حرف گوش کن ناز فروخت احساسمیکنم که خیلیبی معرفتم.
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد
حرف دلم :
خدا جون برا من چی کم گذاشتی ومن برا تو چی رو زیاد از حد گذاشتم .
حالا فکر کردی بده کارم . فکر کردی .
اگه قرار باشه که من بیشتر برا تو مایه بذارم که منم میشم خدا . اگه قرار باشه
تو از پس بدیای من که در مقابل عظمت عفو تو ناچیزند بر نیای که تو خدا نیستی.
منوببخش به رحمت بیکرانت .
ویاریم کن به قدرت بی پایانت.
.
.